دوشنبه , اردیبهشت ۲ ۱۳۹۸
خانه / سياسي / مسیر آینده ایران توفیق مردم‌سالاری است

مسیر آینده ایران توفیق مردم‌سالاری است

مسیر آینده ایران توفیق مردم‌سالاری است

9309 11t145 مسير آينده ايران توفيق مردم‌سالاري است

بیش از ‌صد سال از تجربه بازی سیاسی مدرن با تولد مشروطه و احزاب سیاسی در ایران می‌گذرد اما با نیم نگاهی به فرازو فرودهای این یک قرن، کمتر کسی است که به این نکته اعتراف نکند که تحزب و بازی حزبی در ایران نتوانسته نهادینه شود. روشنفکران و جامعه‌شناسان علل و عوامل متفاوتی را برای سقوط رفتار جمعی و تشکیلاتی نام برده‌اند، دلایلی که یک سر آن علاقه ایرانیان به «تفرد» و «گریز آنان از تجمیع» است و یک سوی دیگر آن فشار و سنگ‌اندازی حاکمان. 
دکترابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی در گفت‌وگو با «اعتماد» ریشه‌های عدم رشد احزاب در جامعه ایرانی را مورد ارزیابی قرار داده است. ابراهیم یزدی معتقد است که «درون جنبش اسلامی، دو جریان اساسی فکری سنت گرایی و روشنفکری دینی هم قابل تشخیص و تمیز هستند و گروه‌ها و احزاب سیاسی اسلامی هنگامی دوام و بقا پیدا می‌کنند که به یکی از این دو جریان وابسته باشند.»
 چه علل و عواملی موجب می‌شود تا احزاب و جریان‌های سیاسی پشتوانه مردمی خود را از دست بدهند؟
 احزاب سیاسی از جمله تشکل‌های سیاسی گروهی هستند که جنبش‌های سیاسی، فکری و اقتصادی جامعه را نمایندگی می‌کنند. به عبارت دیگر احزاب سیاسی یکی از تشکل‌های گروهی در مجموعه جنبش‌های اجتماعی هستند که در طول جنبش‌ها قرار می‌گیرند نه در عرض آنها.

 

احزاب سیاسی هنگامی پایدار می‌مانند که بر حسب ویژگی‌های عقیدتی- سیاسی که دارند، به یک جنبش گسترده‌تر پیوند خورده باشند. به عنوان مثال، نهضت آزادی ایران با سابقه تقریبا ۵٠ ساله. یکی از عوامل مهم بقای آن در این است که اولا به جنبش بزرگ‌تری در ایران که جنبش برای آزادی و مردم‌سالاری و استقلال و ثانیا به جنبش روشنفکری دینی ایران تعلق دارد و آن را نمایندگی می‌کند.

 

اما جنبش برای آزادی و استقلال سابقه‌یی یک صدساله در ایران دارد و در فرازهای مختلف، نظیر انقلاب مشروطه، ملی شدن نفت و انقلاب اسلامی بروز کرده است. جنبش روشنفکری دینی نیز خود بخشی از جنبش اسلامی است که آن هم سابقه یک صدساله در ایران دارد و در هر مرحله یا فرازی از تاریخ ویژگی خاصی داشته است. نظیر جنبش بیداری مسلمانان، احیای دینی، جنبش اصلاح‌گری و نظایر این.
در درون این جنبش‌هاست که به اقتضای شرایط، احزاب، گروه‌ها و سازمان‌های مختلف به وجود آمده و نقش ایفا کرده و رفته‌اند. در یک نگاه کلان درون جنبش اسلامی، دو جریان اساسی فکری سنت‌گرایی و روشنفکری دینی هم قابل تشخیص و تمییز هستند.

 

گروه‌ها و احزاب سیاسی اسلامی هنگامی دوام و بقا پیدا می‌کنند که به یکی از این دو جریان وابسته باشند. پیدایش دو جریان، ریشه در مناسبات فکری- سیاسی، فرهنگی و اقتصادی جامعه دارد. بنابراین سازمان‌های وابسته هر یک از این دو جریان که شانس بقای بیشتری دارند، موضوعیت دارند. اما بقای احزاب و سازمان‌ها به عوامل دیگری نیز وابسته است. از جمله توانایی حزب در رابطه و پیوند فعالیت‌های خود با مطالبات مردمی است.

 

در درون جنبش‌های اجتماعی، در راستای تامین نیازهای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه مسائلی مطرح می‌شود. برای پاسخ به هر یک از این نیازها سازمان‌های ویژه تشکیل می‌شود. احزاب سیاسی معمولا براساس و محور مطالبات سیاسی جامعه به وجود می‌آیند. پایداری احزاب به نوع مطالباتی که مطرح می‌کنند بستگی دارد. اگر این مطالبات با خواست‌ها و منافع اکثریت مردم هماهنگی داشته باشد، رابطه احزاب با مردم پایدار خواهد ماند.
 با وجود چشم‌اندازی که درخصوص پایداری و ناپایداری فعالیت احزاب مطرح می‌کنید اما احزاب سیاسی و جریان‌های تاثیرگذار و دارای وزن سیاسی کشور در حال حاضر برای آنکه بتوانند از حاشیه نشینی و بن بستی که به نظر می‌رسد، با آن مواجه شده‌اند، بیرون بیایند باید چه تغییراتی را در حوزه نرم‌افزاری و سخت‌افزاری حزب و سازمانی خود داشته باشند؟
 اولا من با این نگرش که همه احزاب سیاسی و جریان‌های تاثیرگذار و دارای وزن سیاسی، از جامعه رانده شده‌اند و با بن بست روبه‌رو هستند، موافق نیستم. در رقابت‌های انتخاباتی، اگر حزبی پیروز نشد نباید آن را معادل بن‌بست و حاشیه‌نشینی تلقی کرد. در نظام‌های سیاسی مبتنی بر انتخابات مردمی، جابه‌جایی و گردش قدرت از یک دولت به دولت دیگر، از یک حزب یا گروه به حزب یا گروه دیگر امری بسیار رایج است. در سطحی به مراتب بزرگ‌تر این گردش قدرت، یک قاعده و قانون حاکم بر جامعه‌های بشری است.

 

خداوند در قرآن کریم از آن به عنوان گردش ایام یاد می‌کند: «و تلک الایام ندا و لها بین الناس لبعکم‌الله الذین آمنوا و یتخذ منکم شهدا و‌الله لایحب الظالمین» (آل عمران، ۱۴۰) با این نگاه قرآنی، این گردش قدرت یک آزمون- بلا- است.

 

با این نگاه قرآنی گروهی که در انتخابات‌  خود را برنده می‌داند، هنگامی می‌تواند ادعای پیروزی کند که از این آزمون موفق بیرون ‌آید. ثانیا  عدم موفقیت احزاب و گروه‌های سیاسی فرصتی است برای بازنگری در نگرش‌ها، مواضع و رفتارهای آنان. اگر بخواهند صورت مساله را ساده کنند و با فرافکنی، علت عدم موفقیت را تماما به گردن گروه‌های مخالف خود بیندازند، تردیدی نیست که از این تجارب درسی نیاموخته‌اند و مشکل همچنان حل نشده بر جای می‌ماند. خوشبختانه همه نیروها در حال بررسی جدی از رویدادها هستند و معتقدم تغییراتی در رفتارها مشاهده می‌شود.
 با توجه به اینکه قریب صد سال است که نظام پارلمانی و انتخاباتی را تجربه کرده‌ایم اما فعالیت‌های احزاب در ایران نهادینه نشده است و فاصله میان اوج فعالیت‌های حزبی و سقوط آن در ایران بسیار کوتاه است. به واقع چرا احزابی که در ایران شکل می‌گیرند، توانایی ثبات و استمرار فعالیت را پس از مدتی و به ویژه پس از شکست در رقابت‌ها و انتخابات‌ها از دست می‌دهند؟ آیا می‌توانیم این امر را به نوع تفکرات شکل‌دهنده آن حزب متصل کنیم؟
 فراز و فرود احزاب ایران یک دسته عوامل عام، متاثر از رسوبات فرهنگی استبدادی گذشته و فضای سیاسی حاکم دارد و نمی‌توان برای آن یک نوع علت ذکر کرد. برای برخی از احزاب یکی از علل می‌تواند نوع تفکرات شکل‌دهنده آن حزب باشد. اما تعمیم این به تمام احزاب نادرست است.
 چه شرایط، الزامات و لوازمی را برای توفیق کار حزبی در ایران ضروری می‌دانید؟
 الزامات و لوازم برای توفیق کار حزبی را می‌توان به دو گروه درون حزبی و برون حزبی تقسیم کرد. کار حزبی، علی الاصول یک کار جمعی و گروهی است و موفقیت در آن به رعایت اصول کار جمعی بستگی دارد.

 

دموکراتیک بودن ساختار حقیقی و حقوقی در درون حزب از مهم‌ترین عوامل است. اساسنامه هر حزبی، ساختار حقوقی آن را تعریف می‌کند اما رفتار رهبران و فعالان، ساختار حقیقی هر نهاد اجتماعی است. در یک کار گروهی حزبی، رفتار رهبران و فعالان در ادامه کار تاثیر بسیار اساسی دارد. اما احزاب علاوه بر اساسنامه یک مرامنامه هم دارند.

 

مبانی عقیدتی یک حزب سیاسی که در مرامنامه آن منعکس است و ارتباط آن با فرهنگ ملی، نقش بسیار مهمی در پایداری و دوام و موفقیت حزب دارد. سومین عامل اثرگذار در دوام یک حزب مواضع سیاسی- عقیدتی آن حزب است. احزاب بر اساس مبانی فکری- سیاسی خود، نسبت به آنچه در جامعه بزرگ‌تر بیرون از حزب می‌گذرد موضع‌گیری می‌کنند.
این موضع‌گیری‌ها تابع شرایط بیرونی در جامعه بزرگ‌تر است. به عنوان مثال در جامعه‌یی که اختلاف طبقات و فقر و محرومیت، عمده‌ترین دغدغه اکثریت مردم باشد، حزب سیاسی نمی‌تواند نسبت به آن بی‌طرف باشد و اگر رسالت خود را خدمت به مردم می‌داند، لاجرم باید در برابر  بی‌عدالتی‌ها موضع بگیرد و مواضع خود را پیرامون حل و رفع بی‌عدالتی و اختلاف طبقات بیان کند.

 

اما اگر مشکل اساسی جامعه سلطه بیگانگان بر امور کشور باشد و استقلال کشور، مستقیم یا غیرمستقیم مخدوش شده باشد، طبیعی است که همین حزب لاجرم اولویت در فعالیت‌های خود را به رفع شر سلطه اجانب اختصاص می‌دهد. اما عوامل بیرونی برای توفیق فعالیت حزبی بر دو دسته تقسیم می‌شوند:
۱- ویژگی‌های فرهنگی و رفتاری جامعه و مناسبات سیاسی حاکم بر جامعه و فرهنگ ما ایرانی‌ها به‌شدت آلوده به رسوبات استبدادی گذشته است. خلق و خوی استبدادی با کار جمعی و گروهی در تضاد است. در فرهنگ استبدادی مردم مطلق گرا، مطلق خواه و مطلق بین هستند؛ همه‌چیز سیاه سیاه یا سفید سفید است.

در حالی که در واقعیت بیرون از ذهن انسان، همه‌چیز نسبی است و وسعت منطقه خاکستری بیش از مناطق سیاه مطلق یا سفید مطلق است. در مطلق خواهی، تسامح و تساهل و سازگاری وجود ندارد و این نوع خلقیات با کار گروهی در تناقض است. در فرهنگ استبدادی، تملق و چاپلوسی از یک طرف و افترا و بدگویی از طرف دیگر سکه رایج است.
این روحیات و خلقیات تماما با کار حزبی و گروهی در تعارض است. بنابراین توفیق کار حزبی به این بستگی دارد که تا چه میزان این ویژگی‌ها متحول شده باشند. یا جو حاکم بر حزب تا چه میزان توانسته این روحیات را در میان اعضای خود متحول سازد. یکی از دلایلی که احزاب ایران دچار تفرقه و انشعاب شده‌اند تاثیر همین روحیه در درون حزب است. اما توفیق کار حزبی، یعنی رشد و توسعه آن و تاثیرگذاری بر جامعه و روابط قدرت، به جو سیاسی مناسب هم نیاز دارد. همان طور که رشد و نمو یک گیاه در شرایط نامساعد جوی و  اقلیمی ممکن نیست و استفاده از بهترین بذر گیاهی هم جواب نمی‌دهد، توفیق کار حزبی هم در جو سیاسی مناسب امکان پذیر است.
 چه علل و عواملی منجر به ایجاد فاصله میان نخبگان سیاسی و رهبران احزاب و توده جامعه شده است؟
 علل و عوامل ایجاد فاصله میان نخبگان سیاسی، رهبران احزاب و توده جامعه را هنگامی می‌توان مورد بررسی قرار داد که مقدمات اولیه، به شرحی که درباره آن سخن گفتیم فراهم آمده باشد، در غیر این صورت چنین بحثی، انتزاعی و صرفا نظری و بی‌فایده خواهد بود.
 احزاب در مواقع انتخابات شعارهای پرهجمه‌یی را مطرح می‌کنند اما کمتر در مورد چگونگی عملیاتی بودن این شعارها سخن می‌گویند، چرا احزاب سیاسی کشور از اعلام برنامه‌های خود طفره می‌روند، در حالی که وزن و جایگاه آنان در پازل قدرت و در ساخت سیاسی ایران بسیار ضعیف شده است و به جای آن احزاب سیاسی بیش از پرداختن به برنامه‌ها، به بحث‌های کلی و استراتژیک و مفاهیم مبهم غیرکاربردی می‌پردازند؟ آیا در چنین وضعیتی می‌توان انتظار داشت که عرصه عمومی در بلندمدت به سازمان‌های سیاسی موجود گرایش پیدا کند؟
کسانی که این نوع نگاه را دارند، حزب ستیزند. چنین نیست که تمامی احزاب سیاسی از اعلام برنامه‌های خود طفره بروند. اگرچه احزابی هستند که برنامه ندارند یا اگر دارند، آن را اعلام نکرده‌اند. اما این احزاب چندان هم مطرح نیستند. احزاب شناخته شده و باسابقه هم برنامه دارند و هم آنها را اعلام کرده و می‌کنند. در بسیاری از موارد هم برنامه‌های راهبردی اعلام شده آنها روشن و شفاف و کاربردی است و ابهامی ندارد. این شرایط حاکم است که مانع رسیدن صدای این احزاب به مردم می‌شود.
 آلترناتیوسازی گروه‌های سیاسی و به خصوص احزاب و سازمان‌های سیاسی امروزه در تمامی نظام‌های دموکراتیک که تحزب مامن حقیقی خود را یافته است بحثی دارای جایگاه است.
به طور کلی ارزیابی شما از ظرفیت آلترناتیوسازی احزاب، جبهه‌ها و خلاصه نیروهای بیرون از حاکمیت اعم از انتساب آنها به پوزیسیون یا اپوزیسیون چیست؟ جایگاه هر یک از این نیروها را در روندهای سیاسی و نیز بلوک بندی‌های آتی قدرت چگونه می‌بینید؟
 انقلاب اسلامی ایران و جمهوری اسلامی برآمده از آن بر حق حاکمیت ملت استوار است و اصول متعدد قانون اساسی انتخابات ادواری را در سطح شوراهای محلی، مجلس شورای اسلامی، ریاست‌جمهوری و مجلس خبرگان به رسمیت شناخته است. انتخابات ادواری یعنی که مردم از طریق انتخابات حق دارند تمام یا بخشی از حاکمان را تغییر دهند.

احزاب سیاسی ایران به خصوص نیروهای منتقد ساختارهای حقیقی توان بالقوه برای تاثیر‌گذاری بر روند تغییرات را دارند و به همین دلیل با ممانعت‌ها دایم روبه‌رو هستند. اگر اثرگذار نبودند، نگرانی از آنان و قبول هزینه و برخورد با آن چه توجیهی دارد، اما با وجود این فشارها مسیر آینده ایران بی‌تردید توفیق مردم‌سالاری است. هیچ راهی جز قبول و تن دادن به مقررات ناظر بر گردش قدرت از طریق فرآیند انتخابات و دموکراسی وجود ندارد. این تنها آینده روشن و امیدوارکننده برای ایران است.
 آیا می‌توان بدون احزاب قوی دست به تشکیل جبهه زد و در عین حال انتظار توفیق داشت؟ در شرایط کنونی کدام یک از اولویت بالاتری برخوردار است؟
 جبهه در مفهوم سیاسی آن علی الاطلاق با مشارکت احزاب شکل می‌گیرد. تشکیل جبهه هنگامی ضرورت پیدا می‌کند که هیچ حزبی اعم از قوی یا ضعیف به تنهایی نتواند به اهداف راهبردی یا مرحله‌یی برسد. بنابراین قوی یا ضعیف بودن احزاب تاثیری ندارد و همه احزاب همسو می‌توانند با تعریف کف مشترکات و توافق بر آن در جبهه حضور پیدا کنند.
 بسیاری از کسانی که رو به اقدامات جمعی و تشکیلاتی می‌آورند و رقابت سیاسی را در شاکله بازی حزبی می‌پذیرند، معتقدند که در ایران بسیاری از جریان‌ها هستند که دارای اساسنامه و مرامنامه نیستند و هویت قابل نقدی ندارند و از آن با نام شبه حزب یا حزب نامریی یاد می‌کنند. تفاوت فعالیت‌های حزبی با شبه احزاب را در چه مولفه‌هایی می‌توان یافت؟
 تفاوت فعالیت‌های حزبی با شبه حزبی، مثل تفاوت جمهوری واقعی با شبه جمهوری است. بسیاری از حکومت‌های جمهوری به ظاهر و اسما جمهوری هستند اما تفاوتی با نظام‌های دیگر ندارند. شبه‌احزاب همان گروه‌های فشار اعم از سیاسی، اقتصادی و نظامی هستند که قیافه حزبی به خود گرفته‌اند.
 رابطه تشکل‌ها و احزاب سیاسی با یکدیگر باید چگونه باشد؟ آیا بدون شکل‌گیری و تقویت تشکل‌های صنفی می‌توان انتظار رشد احزاب سیاسی را داشت؟
 هر حزبی که تشکیل می‌شود، اصولا معتقد به کار جمعی حزبی و مبلغ آن است. بنابراین احزاب سیاسی حتی مخالف با هم نیز در تبلیغ تحزب نفع مشترک دارند و می‌توانند با هم هماهنگ عمل کنند. احزاب سیاسی در یک جو و فضای سیاسی مساعد قادر به رشد و نمو خود هستند (به جز احزاب دولتی) .

 

بنابراین نفع مشترک تمامی آنها تامین حقوق و آزادی‌های اساسی است. علاوه بر این در مواقع غیرعادی که تهدیدهای خارجی کیان کشور را به مخاطره می‌اندازد، احزاب سیاسی می‌توانند بر محور مشترکات ملی فراحزبی با هم همکاری داشته باشند. اعضای احزاب سیاسی عموما از میان روشنفکران هستند و رابطه آنان با قشرهای مختلف مردم از طریق سندیکاها و اتحادیه‌های صنفی برقرار می‌شود. یک رابطه تنگاتنگ میان شکل‌گیری تشکل‌های صنفی با رشد و نمو احزاب وجود دارد. اگر جو سیاسی مناسب و مساعد فعالیت‌های حزبی نباشد، معمولا صاحبان قدرت به همان میزان مانع فعالیت‌های حزبی می‌شوند.
  خانه احزاب با وضعیت فعلی می‌تواند به عنوان مرجعی در جهت نهادینه کردن فعالیت‌های حزبی در کشور محسوب شود؟
 خانه احزاب می‌تواند نقش موثری در نهادینه کردن فعالیت حزبی داشته باشد. اما به شرطی که نقش اصلی خود را که باید دفاع از حقوق همه احزاب موافق و مخالف، پوزیسیون و اپوزیسیون باشد درست ایفا کند و اجازه ندهد که به بازوی حزبی قدرت حاکم تبدیل شود.
 و اینکه ارزیابی تان از آینده احزاب با توجه به روند فوق چگونه خواهد بود؟
 همان طور که گفتم، آینده ایران بدون تردید توسعه و نهادینه شدن مردم سالاری است که تحزب از اجزای ضروری آن است. توجه به ضرورت کار حزبی در میان فعالان سیاسی ایران روزبه روز بیشتر می‌شود. تشکیل احزاب جدید توسط برخی شخصیت‌های برجسته در ماه‌های اخیر خود حاکی از حرکت به این سمت و سو است.

درباره ی admin

مطلب پیشنهادی

اعلام عارف و سکوت‌ لاریجانی!

به گزارش نامه‌نیوزو روز قدیم محمدرضا عارف منتخب اول مردم تهران در مجلس دهم که …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *