سه شنبه , مهر ۲۵ ۱۳۹۶
خانه / علمي پزشكي / روانپزشکان عشق را چگونه معنا می کنند ؟

روانپزشکان عشق را چگونه معنا می کنند ؟

روانپزشکان عشق را چگونه معنا می کنند ؟

مثل یک روز خوش تعطیل، میان روزهای پر کار هفته یا مثل ابری که وسط ظهر تبدار تابستان از ناکجای آسمان پیدا می شود و همچنین سخاوتمندانه ببارد یا مثل آواز پرنده‌ای در دوردست که دل مان را خوش می‌کند، عشق بالاخره یک روز بی خبر و همچنین به ناگاه از راه می‌رسد، جان می‌گیرد، می‌شکفد، نشر یافته شده می‌می شود و همچنین رنگ دنیای مان را عوض می‌کند. بدی اش آن می باشد که در صورتی که مراقبش نباشیم، در صورتی که قوانینش را رعایت نکنیم، به آن هم سرعت که آمده، بازهم بی خبر و همچنین به ناگاه، ناپدید می‌می شود و همچنین با رفتنش، ستون‌های زندگی مشترک مان را به لرزه در می‌آورد. می‌خواهید بدانید بی عشقی، زندگی مشترک کدام زوج‌ها را تهدید می‌کند؟

دکتر بهنام اوحدی، روانپزشک، زوج درمانگر و همچنین متخصص درمان معظلات و مسائل و مشکلات جنسی و زناشویی و جنسی، در پاسخ به آن پرسش می گوید هر زندگی مشترکی در خطر از میان رفتن عشق می باشد مگر آن هم که زوج، ماهیت عشق و همچنین راه های نگهداری از آن هم را بدانند. گفت وگوی ما با آن متخصص، در مورد همین راه هاست.

بعضی می نامند عشق، تنها و فقط یک هیجان ناگهانی می باشد، بعضی آن هم را طغیان هورمون ها می دانند و همچنین تیمی هم نظر دارند اصلا مرتبط به آدم های سالم نیست و همچنین تنها و فقط روان رنجورها عاشق می شوند. نظر تو چیست؟
ما نمی توانیم تنها و فقط با نیمکره منطق مغزمان زندگی کنیم و همچنین طبیعتا به نیمکره احساساتش هم مستلزم و نیاز داریم. نیمکره احساسات ، در اشخاص راست دست، نیمکره راست و همچنین در چپ دست ها، نیمکره چپ می باشد.

با آن توضیح، هر آدمی قابلیت عاشق شدن را دارد؟
نه. تیمی از آدم ها از نظر هیجانی بشدت سرد خواهند بود و همچنین به ندرت ممکن می باشد عاشق شوند مانند شخصیت های اسکیزوئید ( دوری گزین ) یا مبتلایان به سندرم اسپرگر (یکی از اختلالات طیف اوتیسم) یا اشخاص آ سکشوآل یعنی افرادی که کلا مسائل جنسی و زناشویی و جنسی برایشان
بی اهمیت می باشد.

ممکن می باشد کسی به شکل ثانوی ضدعشق می شود یعنی دوره ای عاشق باشد و همچنین ناگهان دیگر هرگز عاشق نشود؟
افرادی که دچار شکست های عشقی شدید می شوند گاهی به کلی با عاشق پیشگی خداحافظی می کنند و همچنین انرژی شان را در ادامه زندگی، بیش از حد بر فعالیت های دیگر متمرکز می کنند مثلا همه وقت شان را بشدت صرف فعالیت های فرهنگی یا سیاسی یا فرهنگی و اجتماعی می کنند. آن رفتار، نوعی « جبران افراطی» محسوب می می شود.

من هنوز پاسخ پرسشم را در مورد چیستی عشق نگرفته ام. از دیدگاه روانپزشک ها عشق دقیقا چیست؟
عشق غلیان احساسات می باشد. امکان دارد آدم عاشق زمانی خلقش بالا برود یا پایین بیاید یا دچار حالت های نوسانی می شود. مثلا گاهی سرخوشی، گاهی افسردگی.
در حالت عاشقی شدید ممکن می باشد فرد کمی شبیه اشخاص روان رنجور هم به نظر برسد. ولی واقعیت آن می باشد که زندگی بدون عشق خیلی زیاد سخت می باشد. زندگی بدون عشق مثل غذای بدون چاشنی و همچنین ادویه می باشد. کامل نیست.
رابرت استرنبرگ، روانشناس و همچنین نظریه پرداز، عشق را به شکل یک مثلث تعریف کرده می باشد که یک ضلع آن هم شور یا کشش جنسی و زناشویی و جنسی، یک ضلع صمیمیت و همچنین یک ضلع نیز تعهد می باشد. از دیدگاه او بعید می باشد که هر سه ضلع آن مثلث در انسان ها کاملا مساوی با هم باشد و همچنین بر حسب آن که کدام ضلع بلندتر می باشد امکان دارد ماهیت عشق و همچنین شکل ارتباط و رابطه عاشقانه تغییر کند و همچنین او بر آن اساس انواع مختلفی از عشق را تعریف کرده می باشد.

هر زندگی مشترکی در خطر از میان رفتن عشق می باشد مگر آنکه زوج ها ماهیت عشق و همچنین راههای نگهداری از آن هم را بدانند

آن هم یک تعریف مناسب از عشق می باشد ولی باید توجه داشت من آن سه آیتم جهت عشق را به تعداد بیشتری آیتم تغییر پیدا کردن کرده ام و همچنین به جزئیاتی پرداخته ام که معمولا جهت مراجعانم به آنها اشاره می کنم . نخستین آیتم از دیدگاه من احترام می باشد. دومی، اعتماد می باشد. جزء دیگر تعهد و همچنین مسئولیت پذیری می باشد. آیتم دیگر صداقت و همچنین رفاقت می باشد.
بعدی، بخشش و همچنین گذشت در ارتباط و رابطه می باشد یعنی در ارتباط و رابطه عاشقانه، خوبی ها پر رنگ تر و همچنین بدی ها کمرنگ تر دیده می شوند. آیتم دیگر، سپاس و همچنین ستایش می باشد. در کشور ما معمولا سپاسگزاری بین زوج ها کم دیده می می شود و همچنین با گذشت مدتی از ازدواج، آنها خیال می کنند تشکر نکردن، نشانه صمیمیت شان می باشد در حالی که آن روش اتفاقا باعث از بین رفتن صمیمیت می می شود.
نوازش و همچنین در آغوش گرفتن هم یک جزء مهم در عشق می باشد. منظور از نوازش و همچنین در آغوش گرفتن صرفا ارتباط و رابطه جنسی و زناشویی و جنسی نیست آن اشتباه می باشد که زوج ها خیال می کنند صرفا جهت یک ارتباط و رابطه جنسی و زناشویی و جنسی بایستی و حتما یکدیگر را لمس کنند در حالی که چنین نیست.
زن ها در کشور ما در آن باره پیشرفت بسیاری داشته اند و همچنین به آگاهی هایی جهت ارتباط با همسر از آن طریق دست پیدا کرده اند. ولی باید توجه داشت به نظر می رسد که مردها عقب خواهند بود. متاسفانه بسیاری از آقایان مراجع ما شیوه در آغوش گرفتن همسر و همچنین نوازش کردن او را نمی دانند.
آیتم دیگر، درک متقابل همسر می باشد. عشق بایستی و حتما درک بهتری از طرف مقابل جهت ما به ارمغان بیاورد تا او را همانطور که هست بپذیریم و همچنین هنگام و زمانی که پذیرفتیم وارد مرحله بعدی می شویم که همدلی می باشد. همدلی یعنی درک مسائل از دیدگاه طرف مقابل. بعضی خیال می کنند همدلی آن هم همدردی می باشد ولی باید توجه داشت آن روش نیست. ما در همدلی درد طرف مقابل را درک می کنیم ولی باید توجه داشت در همدردی همراه او درد می کشیم.
رکن مهم دیگر در عشق، یاری کردن و همچنین پشتیبانی همسر می باشد. بسیاری از ارتباط و رابطه های عاشقانه در کشور ما با آسیب همراه خواهند بود زیرا و به درستی که دو طرف وارد ارتباط و رابطه می شوند با هم گرم می گیرند ولی باید توجه داشت بر سر یک مساله به هم حمله می کنند و همچنین آسیب می زنند و همچنین ارتباط و رابطه تمام می می شود. زیرا و به درستی که تجربه و مهارت بالا های زندگی را نمی دانند. جزء دیگر در عشق ایثار و همچنین فداکاری می باشد و همچنین بعد دیگر معنویت می باشد. عشق واقعی ، انسان را در پیوستگی با جهان آفرینش قرار می دهد و همچنین بعدی از معنویت می باشد.

اجزایی که نام بردید، عشق را با جزئیات زیاد تعریف می کنند ولی باید توجه داشت به نظر می آید در دنیای مدرن غرب، عشق از طریق رسانه ها اکثرا و بیشتر در قالب ارتباط و رابطه جنسی و زناشویی و جنسی تعریف می می شود.
شور جنسی و زناشویی و جنسی یک جزء عشق می باشد. ولی باید توجه داشت به تنهایی عشق نیست، حتما بایستی و حتما اجزای روحانی و همچنین روانی هم در آن هم باشد.

به نظرتان چقدر در عشق های امروزی جامعه ما، ارکانی که به آنها اشاره کردید، رعایت می می شود؟
به نظرم شمار بسیاری از آن اجزا، در عشق های امروزی نادیده گرفته می می شود. اشخاص در بسیاری از مواقع به دام ارتباط و رابطه های عاشقانه نادرست می افتند ولی باید توجه داشت رهایشان نمی کنند و همچنین ادامه می دهند جهت مثال چندی پیش خانم مراجعی داشتم که پزشک بود و همچنین وارد ارتباط و رابطه عاطفی با مردی متاهل شده بود. آقا به ایشان گفته بود که شوهر یا همسر خود را طلاق می دهد ولی باید توجه داشت وعده اش دروغ بود. با مطالعه اکثرا و بیشتر مشخص شد مرد مبتلا به یکی از انواع اختلال های روانی می باشد. ولی باید توجه داشت جهت درمان کاری نمی کند و همچنین بنابر آن به حرف هایش نباید اعتماد کرد زیرا و به درستی که ممکن می باشد در شرایط نامتعادل ، چیزهایی بگوید و همچنین قول هایی بدهد که هیچ کدام راست نیستند. ولی باید توجه داشت با وجود آن شرایط خانم همچنان اصرار داشت که در آن ارتباط و رابطه باقی بماند هرچند بشدت آزار می دید.

چرا خانم سعی می کرد ارتباط و رابطه را حفظ کند؟
خیلی از شهروندان و مردم شهر آن کار را می کنند. آنها وارد روابط غلط می شوند و همچنین حفظش می کنند در پرونده آن خانم و همچنین در بسیاری از موارد ، علت تلاش جهت حفظ یک ارتباط و رابطه غلط، ترس از تنهایی می باشد. ترس از تنهایی، دوری گزین ترین آدم ها را هم یاد مردن و مرگ می اندازد و همچنین نگران شان می کند.

جهت رهایی از ترس از تنهایی که به قول تو باعث قرار گرفتن در روابط غلط عاطفی می می شود به نظرتان بایستی و حتما چه کار کرد؟
جهت کاهش آن ترس ابتدا بایستی و حتما بپذیریم که تنهایی جزئی از دنیای مدرن می باشد و همچنین شاید دامن ما را هم بگیرد. به بررسی ها توجه کنید. طلاق گرفته ها، مجردهای قطعی و همچنین آنها که همسران شان فوت کرده اند جزو تیم هایی خواهند بود که آن تنهایی را اکثرا و بیشتر از دیگران تجربه می کنند و همچنین بایستی و حتما جهت مقابله با آن هم آماده باشند.
جهت حل آن مشکل ما بایستی و حتما انرژی مان را بر محورهای متنوع غیره ای از زندگی متمرکز کنیم. مثلا از گیاهان خانگی مراقبت کنیم، به کلاس های ورزش، موسیقی، یوگا یا مدیتیشن بپیوندیم و همچنین روابط فرهنگی و اجتماعی مان را با انسان های دیگر گسترده تر کنیم.
تو در صحبت های تان اشاره کردید که زوج ها بسیاری از آیتم های عشق را نادیده می گیرند و همچنین به همین علت در ارتباط و رابطه به مشکل بر می خورند، اصلی ترین آیتم هایی که فراموش می شوند، کدامند؟
احترام و همچنین صمیمیت مهمترین و همچنین مغفول مانده ترین اجزای عشق خواهند بود. از یک طرف زوج ها در بسیاری از موارد به یکدیگر و همچنین خانواده های شان احترام نمی گذارند و همچنین از سوی دیگر با هم صمیمی نمی شوند، آنها به هم محبت نمی کنند زیرا و به درستی که خیال می کنند آن نوازش ها، باعث پررو شدن همسرشان می می شود یا خیال می کنند آن نوع رفتارها جهت بچه ها بد آموزی دارد و همچنین در صورتی که نشانه ای از محبت به هم را مقابل بچه های شان آشکار کنند چشم و همچنین گوش آنها باز می می شود!
در حالی که فرزندان مان بایستی و حتما ببینند والدین شان نسبت به هم علاقه دارند و همچنین با هم صمیمی اند تا در بزرگسالی الگوی مناسب رفتاری داشته باشند. متاسفانه ما بدلی زندگی می کنیم.

بعضی می نامند که عشق مرتبط به قبل از ازدواج می باشد و همچنین بعد از ازدواج شعله اش خاموش می می شود تو آن نظر را قبول دارید؟
عشق بعد از ازدواج بایستی و حتما ضمیمه صمیمیت می شود ولی باید توجه داشت در صورتی که صمیمیت نباشد، ارتباط و رابطه سرد خواهد شد.

در آن حالت کار زوج به دادگاه خانواده می کشد؟
نه دائما . شاید تعهد باعث می شود در کنار هم بمانند ولی باید توجه داشت به هر حال احساس خوشبختی کامل ندارند. در حالی که صمیمیت، آدم ها را دوباره عاشق می کند و همچنین حتی شور جنسی و زناشویی و جنسی را هم افزایش می دهد. در مردن و مرگ صمیمیت، زوج ها به طلاق عاطفی هم می رسند یعنی شاید زیر یک سقف زندگی کنند ولی باید توجه داشت از نظر عاطفی وابستگی شان را به هم از دست داده اند.

به آنکه آدمها نیمه گمشده دارند باور دارید؟
معتقدم ولی باید توجه داشت نه به شکل اغراق شده و همچنین رمانتیکش. معنای مورد اثبات و یا تایید من از نیمه گمشده آن می باشد که بعضی آدم ها از نظر عاطفی و همچنین جنسی و زناشویی و جنسی با بعضی دیگر انطباق بسیاری دارند ولی متاسفانه خیلی وقت ها آن آدم ها با هم برخورد نمی کنند یا با فردی اشتباه ازدواج می کنند یا تنها می مانند.

بعضی می نامند عشق منطق ندارد ….
نه قبول ندارم . هر کاری به خردمندی مستلزم و نیاز دارد. در صورتی که فرد عشقی در خود احساس می کند که تابع خرد نیست بایستی و حتما به متخصص روانشناس یا روانپزشک رفت و آمد و مراجعه کند.

تو هم شنیده اید که زن ها با گوش عاشق می شوند و همچنین مردها با چشم؟
زنان با واژگان محبت آمیز اکثرا و بیشتر احساس شیفتگی می کنند ولی باید توجه داشت بعد جنسی و زناشویی و جنسی جهت مردان خیلی زیاد مهم تر می باشد پس آنها بر اساس دیده های شان جذب می شوند.

آیا به روش کلی زنان نیازهای جنسی و زناشویی و جنسی کمتری نسبت به مردان دارند؟
از یک سو زن های اروپایی اکثرا و بیشتر از زنان شرقی نیازشان را ابراز می کنند و همچنین از سوی دیگر واقعا، زنان نسبت به مردان ممکن می باشد نیازهای جنسی و زناشویی و جنسی کمتری داشته باشند.

تو در صحبت های تان اشاره کردید که توجه به رکن صمیمیت، زندگی مشترک را زیبا و همچنین عاشقانه نگه می دارد ولی باید توجه داشت چگونه می توانیم پیش از ازدواج مطمئن باشیم که طرف مقابل مان قابلیت صمیمی شدن را دارد؟
مشاوره پیش از ازدواج جهت سنجش چنین مسائلی خیلی زیاد موثر می باشد. هرکس بعد از ازدواج تنها و فقط ۱۵ تا ۲۵ قسمت و بخش قابل تغییر می باشد پس انتخاب کسی با خیال آن که می می شود تغییرش داد اشتباه می باشد و همچنین صفاتش با فرض آن که بعد از ازدواج هم ثابت خواهند ماند، بایستی و حتما سنجیده می شود.
در دنیای امروز به نظر من بخشی از شناخت دو طرف از هم می تواند از طریق فضای مجازی باشد.
فضای مجازی در دنیای مدرن، موقعیت مناسبی جهت معرفی خود به جوون ها داده می باشد و همچنین اشخاص با سلیقه های نزدیک به هم می توانند یکدیگر را پیدا کنند و همچنین سپس یکدیگر را بسنجند البته آن روش یک شرط خیلی زیاد مهم دارد نخست آن که مطمئن باشیم طرف مقابل هویت واقعی اش را با هدف ازدواج در اختیار مان قرار داده می باشد که طبیعتا به بررسی فراوان مستلزم و نیاز دارد و همچنین دوم آن که کل فرایند آشنایی و همچنین سنجش، با نظارت خانواده و همچنین مشاور ازدواج باشد تا خطرش به حداقل برسد.
( ایران بانو)

http://migna.ir/vdcdzn0s.yt0zx6a22y.html
بهترین خبرهای جدید اسپورت و ورزشی : روانپزشکان عشق را چگونه معنا می کنند ؟

درباره ی admin

مطلب پیشنهادی

n00036161-s.jpg

زخمی که انسان را به آستانه مرگ می برد

زخمی که انسان را به آستانه مردن و مرگ می برد ارتباط و رابطه تن …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *